الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
94
الغدير ( فارسى )
( حرف ث ) 20 - ابو سعيد ثابت بن وديعهء انصارى خزرجى مدنى . وى به طورى كه بعدا خواهد آمد ، در حديث مناشده به روايت ابن عقده در حديث الولاية و ابن اثير ، از جمله كسانى است كه دربارهء على عليه السّلام نسبت به واقعهء غدير شهادت داده است « 1 » ، و قاضى بهلول بهجت شافعى نيز نامبرده را در شمار راويان حديث غدير ذكر كرده است . « 2 » ( حرف ج ) 21 - جابر بن سمرة بن جناده ، ابو سليمان سوائى ، ساكن كوفه ( م بعد از 70 ) . « 3 » ابن عقده در حديث الولاية واقعهء غدير را از قول جابر بن سمره روايت نموده و خوارزمى در فصل چهارم مقتل الامام الحسين او را در شمار صحابهاى كه حديث غدير را روايت كردهاند ، ذكر كرده و متقى هندى به نقل از حافظ ابن ابى شيبه به اسنادش از نامبرده روايت نموده كه گفت : ما در غدير خم واقع در ناحيهء جحفه بوديم كه ناگاه رسول خدا بر ما درآمد و دست على را گرفت و فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . « 4 » 22 - جابر بن عبد اللّه انصارى ( م 73 - 78 ) . نامبرده در سن نود و چهار سالگى در مدينه وفات يافته است . حافظ بزرگ ابن عقده در حديث الولاية به اسنادش از او روايت نموده كه گفت : ما در سفر حجة الوداع با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم . پس از بازگشت در جحفه فرود آمد و براى مردم خطبه خواند و فرمود : اى مردم ، من مسئول هستم و شما هم مسئول هستيد . اكنون رأى و نظر خود را بازگوييد ، گفتند : گواهى مىدهيم كه تو اوامر خدا را به ما رسانيدى و ما را پند دادى و آنچه را كه
--> ( 1 ) . اسد الغابة : 3 / 307 و 5 / 205 . ( 2 ) . تاريخ آل محمد 67 . ( 3 ) . ابن حجر در الاصابة سال وفات او را 74 ذكر كرده است . ( 4 ) . كنز العمّال : 6 / 398 .